زائرکوچولوی امام رضا ( آبان 92 )
سه شنبه 7/8/92 ساعت 4 صبح من و شما و بابا جون به سمت مشهد راه افتادیم ( به خاطر وسائل زیادی که برای شما لازم داشتیم با ماشین خودمون رفتیم) یه جایی بین راه برای صبحانه توقف کردیم. چون تا اون لحظه تو ماشین خواب بودی وقتی بیدار شدی و دیدی داریم صبحانه میخوریم کلی ذوق کردی و نون بربری رو درسته گاز ومیزدی!


بعد از صبحانه هم کلی تاب بازی کردی و دوباره به سفر مارکوپولویی مون ادامه دادیم.....

ساعت 4 بعد از ظهر رسیدیم هتل ، بعد از تحویل گرفتن اتاقمون رفتیم حرم امام رضا و عرض ادبی به آقا کردیم و برای شام برگشتیم هتل......



روز دوم رفتیم یه دل سیر حرم و زیارت کردیم و از اونجا رفتیم طرقبه و الماس شرق و ... خیلی بهمون خوش گذشت چون اولین سفر مشهدی بود که با شما اومده بودیم .....



روز سوم که روز آخر بود دوباره رفتیم حرم که شما حسابی شیطونی کردی و بعد هم بعد از خوردن نهار در هتل به چند جای تفریحی رفتیم .....



خوشگل مامان به من و بابا امیر و شما تو این سفر خیلی خوش گذشت از امام رضا می خوایم که دوباره ما رو بطلبه . با دستای کوچولوت دعا کن همه سلامت باشن و همه نی نی های دنیا مثل شما کنار مامان و باباهاشون خوشبخت باشن. آمییییییییییییین.


زائرکوچولوی امام رضا ( آبان 92 )
